به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
سلام حرف قشنگی به شکل اسم تو بود... ویروس سیاسی خدا دردش گرفت! پشه ای ناقل ویروس دموکراسی بود. ............................................................................... وصال خدا که پشیمان شد شیطان دست در گردن آدم بوسه های وصل می گرفت! ............................................................................... ودکا ترور خدا هم درنگ نکرد! وقتی جادٌه ها از ودکای ترور مست می شوند... ............................................................................... صراط مستقیم شاعری شعرهایش را فروخت! استادی عینکی مشق شاگردانش را خط زد. ............................................................................... نان اندیشه شاعری شعرهایش وصله می خورد. (بینوایی نان اندیشه می خورد)
نوشته شده در دوشنبه 1385/02/11ساعت
7:49 بعد از ظهر توسط زهرا . ساري| |

