تبليغاتX
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی

به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

سلام حرف قشنگی به شکل اسم تو بود...

ویروس سیاسی 

خدا دردش گرفت!

پشه ای ناقل ویروس دموکراسی بود.

...............................................................................

وصال

خدا که پشیمان شد

شیطان دست در گردن آدم

بوسه های وصل می گرفت!

...............................................................................

ودکا ترور

خدا هم درنگ نکرد!

وقتی جادٌه ها از ودکای ترور مست می شوند...

...............................................................................

صراط مستقیم

شاعری شعرهایش را فروخت!

استادی عینکی

مشق شاگردانش را خط زد.

...............................................................................

نان اندیشه

شاعری شعرهایش وصله می خورد.

(بینوایی نان اندیشه می خورد)

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1385/02/11ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط زهرا . ساري| |