به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی
به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
و...شعر گیج می زنی گیج انگار شباهت کلاغ و طوطی را قد کشیده ای و بعد از آن خلط هایی را که مبحث پسین روزهای نیامدنت شده اند انداخته ای/ صبح را روی خنده هات دم بکشد در حرارت غروب های پنج/شنبه نیامده است که قتل عام شوی برگ را *** حالا هی فس فس کن در تردد لیمویی بهشت حالا هی لفت بده قورت دادن این جمله های ناکوک را بخواهی یا نخواهی می گذرم از همین حال و هوای خط خطی که تو توی ذهن ترد شاپرک جا می گذاری.
سلام!
نوشته شده در جمعه 1386/09/30ساعت
11:58 قبل از ظهر توسط زهرا . ساري| |

