تبليغاتX
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی

به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

سلام!

و...شعر

 

گیج می زنی گیج

انگار شباهت کلاغ و طوطی را

قد کشیده ای

و بعد از آن

خلط هایی را که مبحث پسین روزهای نیامدنت شده اند

انداخته ای/ صبح را روی خنده هات دم بکشد

در حرارت غروب های پنج/شنبه نیامده است

که قتل عام شوی برگ را

***

حالا هی فس فس کن

در تردد لیمویی بهشت

حالا

هی لفت بده

قورت دادن این جمله های ناکوک را

بخواهی یا نخواهی می گذرم

از همین حال و هوای خط خطی که تو

توی ذهن ترد شاپرک

جا می گذاری.

 

نوشته شده در جمعه 1386/09/30ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط زهرا . ساري| |