تبليغاتX
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی
به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی

به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 همسفر شدم با آواره شدن

عزیزم رختِ سیاهت رو بکن

منو وصله کن رو دوشِ عاشقی

روی پلکِ خاطره قدم بزن

 

ما شاید مرده به دنیا اومدیم

مرده هایی که شبیه زنده هان

شایدم کشته شدیم محضِ خطا

پشت دلشوره ی سوت پایان

 

عزیزم دنیا قشنگ نیس مثِ تو

چون پر از خستگیِ روح منه

یا غزلخون چشای تو که نیس

اون عزادار غمِ نوحِ منه

 

عزیزم آهتُ نشنیده قلم

که نیفتاده به آغوش قفس

قلم انفجار سرخ آدماس

که نوشتن " دیگه آوارگی بس"

 

عزیزم قد بکش از قلب خطر

من پر از حوصله های رفتنم

می خوام از دیوارا آدم بسازم

لای اهرام بلندِ این تنم

 

عزیزم حادثه ها رو پل بزن

روح آدما همیشه وحشیه

تو قدمها تُ پر از حوصله کن

این شروع قرن خاکستریه .

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/18ساعت 1:50 بعد از ظهر توسط زهرا . ساري| |
تيتر خبري امروز :

بعضی ها بی سروصدا می آیند و سلام می دهند
بعضی ها با جنجال می آیند اما یادشان می رود سلام کنند
بعضی ها هم بی سرو صدا می آیند و لو می روند
اما بعضی ها همیشه بلدند که نیامده سلامی از لبخندهای بهاری جا بگذارند

و
ب
ر
و
ن
د
.

ادیبهشت آمد با تمام بغض هایی که هدیه گرفته بودم

و ... (۲۶/۱/۱۳۷۸)

 

كودكي هاي مرا دزديدي                     و به صد سالگي ام خنديدي

در ميان گسل فاصله ها                      كاش دنياي مرا مي ديدي

 

نوشته شده در دوشنبه 1387/02/02ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط زهرا . ساري| |