به کلبه ی چشمای من خوش اومدی , خوش اومدی
به خانه من اگر آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
ولی این شعر مجبور شد!
جاده ها و سرزمین های غریبی پیش روی بوی جوی مولیان را - زابلستان را - بگوی من تمام غصه ات را کوله بارم می کنم پشت پایم آبروی ابرهایت را بجوی
بعد از مدتها که شعر...
نوشته شده در شنبه 1387/07/06ساعت
6:21 بعد از ظهر توسط زهرا . ساري| |

